نمایش تکراری l نقد فیلم The Gray Man

تکراری و شاید معمولی تر از چیزی که انتظارش را داشتیم. یک سریع و خشن دیگر. اما با نامی دیگر. جدید ترین ساخته برادران روسو فیلمی عادی است که می تواند یک تجربه معمولی را در دو ساعت فیلم برای ما تماشاگران به وجود آورد. با دارک بلوز و نقد این فیلم همراه باشید. 

وقتی اولین خبرها درباره این فیلم منتشر شد و من چشمم به نام کاگردانان این فیلم خورد، بسیار ذوق زده شدم. از حق نگذریم این فیلم کار برادران روسو است. کارگردانانی که در این چند سال توانسته اند برای ما تماشاگران تجربه های خاصی خلق کنند. از مهم ترین کارهایشان هم می توانیم به Avengers: Endgame و Captain America: Civil War اشاره کنیم. اما بعد از دیدن فیلم بود که همه چیز تغییر کرد. یه جورایی توی ذوق همه مان خورد. فیلم نتوانست اون جادویی که در فیلم های قبلی برادران روسو می دیدیم را دوباره به وجود بیاورد و جز چند تا صحنه اکشن متوسط رو به بالا محتوای دیگری برای ارائه دادن نداشت. فیلم سعی داشت خودش را جدی نشان دهد اما نتوانست. مشکلات زیادی در فیلم وجود داشت که در پایین به آن ها می پردازیم. 

داستان

اصلی ترین نکته هر فیلمی داستانش است. شما می تونید با یک داستان خوب کلی از خراب کاری هاتون رو جمع کنید و در اخر یک  کار خوب ارائه بدید. اما برعکسش ممکن نیست. در واقع داستان مهم ترین و اساسی ترین بخشه هر فیلمی است. داستان در فیلم مرد خاکستری همون جور که اشاره کردم زیادی معمولی است. شما از همان ابتدا می دانید که قرار نیست که غافل گیر شوید. شخصیت فیلم ما مثل تمام فیلم های بلاک باستری یک فرد بسیار مجهز و شجاع است که توانایی هر کاری دارد. و در اخر می دانیم که او موفق خواهد شد. تماشاگر نگرانی بابت مصدوم شدن و زخمی شدن قهرمان داستان نداره و در کل می دانیم که هیچ چیز در داستان قهرمان ما را تهدید نمی کنه. 

داستان پر شده از دیالوگ های آبکی. چیزی برای ارائه ندارد. ادا در می آورد و می خواهد خودش را به مانند فیلم های خوبی مثل جان ویک (john wick)  و جیمز باند (james bond) شبیه کند، ولی نمی تواند. در فیلم ما مدام از این کشور به آن کشور با قهرمان کشیده می شویم، جوری که فرصت تنفس هم باقی نمی ماند. در واقع یکی از مشکلات اصلی این فیلم همان سرعت بسیار بالای داستان پردازی است. داستان بسط داده نمی شود. داستان به شکلی است که می توان کامل آن را در دو سه خط خلاصه کرد و این خب یکی از مشکلات اساسی فیلم است. برادران روسومی توانستند با ارائه داستان بهتر و غافل گیر کننده تر، فیلم بسیار بهتری ارائه دهند.

بازیگران

بازیگر قهرمان ما در این فیلم توسط رایان گاسلینگ (Ryan Gosling)  بازی می شود. در کنار وی آنا د آرماس (Ana de Armas) در نقش دانی میراندا و کریس ایوانس (Chris Evans)  در نقش آنتاگونیست ( ضد قهرمان ) لوید هنسن ظاهر می شود. انتخاب رایان گاسلینگ نه انتخاب بدی است و نه انتخاب خوبی. رایان در فیلم هایی مانند بلید رانر (Blade Runner 2049) و درایو (Drive) خودش را ثابت کرده است که می تواند در فیلم های این چنینی بازی کند. از این بگذریم، مشکل اصلی در نقش های بازیگران دیگر مانند آنا د آرماس و کریس ایوانس می باشد. آنا د آرماس حضور سایه ای دارد. اون چیزی که من حس کردم این است که به آرماس اجازه درخشیدن ندادند، و نتوانستد اون جادویی که در فیلم های دیگر می بینم را خلق کنند. خصوصا اگر به وی فرصت بیشتری داده می شد، قطعا می توانست نمایش بهتری از خودش ارائه دهد. نمایشی مانند حضور گلشیفه فراهانی در فیلم استخراج (Extraction).

و حالا بزرگ ترین مشکل بخش انتخاب بازیگران را می توان به انتخاب کریس ایوانس در نقش ضد قهرمان نسبت داد. ایوانس حدود ده سال در نقش کاپیتان امریکا بازی کرد و یه جورایی به اون نقش گره خورده است. و حالا دیدن او در این نقش حالتی خنده دار و مضحک دارد. جوری که حس می کنید که کریس به جای بازی در حال ادا در آوردن است. ( البته که کریس ایوانز بازیگر بسیار شاخص و ماهری است، اما برای هر طرفداری سخت است که بعد از ده سال دیدن وی در نقش کاپیتان امریکا بخواهد او را در نقش یک ضد قهرمان ببیند. ) ضد قهرمانی که فرصتی هم برای نشان دادن خودش ندارد، بلکه دلیلی هم برای این همه نشان دادن خشم ندارد. ( این همه یکی دیگر از مشکلات داستان ). بازیگران سر شناس دیگری هم در فیلم هستند که از برجسته ترین آن ها می توان به بیلی باب تورتن (Billy Bob Thornton) اشاره کرد. 

اکشن فیلم

شاید تنها نکته مثبت فیلم، صحنه های اکشن آن باشند. بخشی که به خوبی روی آن کار شده است و هیجان زیادی را به مخاطب خود انتقال می دهد. البته این را هم بگویم که حتی این بخش هم از مشکلات خالی نیست. در این بخش است که متوجه می شویم که گروه کارگردانی بیشترین تمرکز خود را در کجا گذاشته اند. نبرد های اکشن پربرخورد، جذاب و هیجان انگیز هستند. فیلم برداری این مبارزات به خوبی انجام شده است. در بخش هایی شاهد فیلم برداری با استفاده از drone هستیم که استفاده از این فیلم برداری درصحنه های نبرد به هیجان فیلم می افزاید. و البته مشکلات. متاسفانه مرد خاکستری در بخش اکشن نیز از فیلم های هم رده خود ضعیف تر عمل کرده است. در برخی از صحنه شاهد تقلید بسیار ضعیفی از روی فیلم جان ویک هستیم.

صحنه های نبرد در برخی از قسمت ها به حدی ناباورانه میشوند که شما را یاد فیلم های هندی می اندازند. کامپیوتری کردن زیاد از حد این بخش های نبرد نیز به این فیلم ضربه زده است و تماشاگر قادر است به راحتی این قسمت ها را تشخیص دهد. نزدیک ترین فیلمی که می توانم به این فیلم تشبیه کنم، جدید ترین قسمت سریع و خشن است. (نقد فیلم سریع و خشن)  این دو شباهت های زیادی به هم دارند و هر دو در یک سطح هستند. 

در هر حال ساخته جدید برادران روسو، فیلمی سر گرم کننده است؛ فیلمی که می تواند تماشاگران را برای دو ساعت سرگرم کند. و فکر کنم همین دلیل هم برای تهیه کنندگان این فیلم کافی است. اگر آن را جدی نگیرید، حتما از تماشای آن لذت خواهید برد. 

نمره : 5 از 10 

 

 

کمدی الهی l تحلیل کوتاه فیلم The Big Lebowski
5 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
علی

منم با نظر شما موافقم که خیلی از فیلم های اکشن چیز جدیدی برای ارائه ندارند و خاص نمی شوند مانند فیلم Nobody که می خواهد مثل جان ویک باشد اما اصلا در آن حد و اندازه نیست. انگار که روی جان ویک یک ماد بی کیفیت نصب کرده باشند!
همچنین در جایی خواندم که نتفلیکس قصد دارد دنیای Gray Man را گسترش بدهد. به نظر شما نتیجه کار چه می شود؟ آیا شاهد یک سریع و خشن دیگر خواهیم بود یا در فیلم بعدی تغییرات مثبت رخ می دهد؟

جدیدترین ها

محبوب ترین ها

آلبوم های کامل شده

مقاله های مشابه

فهرست
1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x