هنگامی که خون یخ می‌زند | نگاهی به کتاب دراکولا نوشته برام استوکر

 

نام کتاب دراکولا (Dracula)
نام نویسنده برام استوکر (Bram Stoker)
سال انتشار 1897
ژانر  گوتیک، ترسناک
ملیت ادبیات ایرلند
افتخارات از برترین کتاب های ترسناک کلاسیک که اقتباس های بسیاری از آن صورت گرفته 

شاید در میان کلکسیونی از شخصیت های ترسناک مختلف، هیچ نامی پرابهت تر و شناخته شده تر از دراکولا وجود نداشته باشد. دراکولا آنقدر محبوب شده که به مدیاهای گوناگون شامل فیلم و سریال و بازی های ویدیویی و انیمه راه پیدا کرده است. دراکولا یک خون‌آشام معمولی نیست بلکه اشراف زاده ای با عمری جاودان است که می تواند به شکل گرگ و خفاش تغییر چهره دهد، اما این فقط گوشه ای از توانایی های این کنت ترانسیلوانیایی است. تبدیل شدن به مه، تسخیر روح انسان ها، قدرت درمانی بسیار بالا با مصرف خون و کنترل حیوانات دیگر مانند گرگ ها و موش ها، دراکولا را تبدیل به قدرتمند ترین موجود شب کرده است. دراکولا موجودی نفرین شده است و محکوم به زندگی شبانه که تنها نامش ترس را به جان هر انسانی می اندازد. در ادامه با نویسنده این کتاب و دراکولای واقعی آشنا می شویم و سپس دلایل موفقیت این  کتاب را به تفصیل بیان می کنیم. 

برام استوکر که بود؟

برام استوکر در سال 1847 در ایرلند به دنیا آمد. او به علت یک بیماری ناشناخته بیشتر دوران کودکی اش توانایی راه رفتن نداشت و سال های کودکی را در رخت خواب گذراند که همین مورد عامل رشد دیدگاه های او شد. هنگامی که چند سال بعد به طرزی معجزه آسا توانست راه برود به مدرسه و دانشگاه راه یافت و از سرآمدان زمانه خود شد. او با بزرگانی همچون اسکار وایلد و آرتور کانن دویل هم عصر بود و با آنها معاشرت داشت. برام استوکر کتاب های کوتاه و بلند زیادی در سبک وحشت نوشت اما هیچکدام از آنها به اندازه دراکولا موفق نبودند. هرچند این کتاب در آن زمان شناخته نشد و برام استوکر با فقر دست و پنجه نرم می کرد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید او هیچگاه به ترانسیلوانیا، مکانی که کتاب در آن روایت می شود سفر نکرده است. 

اما چگونه ایده ی کتاب دراکولا شکل گرفت؟ 

دراکولای واقعی

دراکول در زبان رومانیایی به معنای اژدهاست و دراکولا یعنی فرزند اژدها. ولاد سوم ملقب به ولاد دراکولا از سلاطین شرق اروپا بود که در مقابل هجوم نیروهای عثمانی در قرن پانزدهم مقاومت کرد. او انجمنی تشکیل داد به نام شوالیه های اژدها که هدفشان جلوگیری از حمله عثمانی ها بود. ولاد سوم اکثر عمرش را در جنگ با عثمانی گذراند. او فردی خون ریز و بی رحم بود و نحوه شکنجه کردن دشمنانش بسیار وحشیانه بود. از زنده زنده پوست کندن تا به میخ کشیدن. او برای ایجاد ترس در دل عثمانی ها، اسرای جنگی را به شدت شکنجه می کرد. اما در نهایت در نبرد با عثمانی شکست خورد و دستگیر و اعدام شد. 

ولاد سوم ملقب به ولاد دراکولا

دلایل موفقیت کتاب دراکولا

I. نحوه خاص روایت

در برخی از کتاب های ترسناک نویسنده می کوشد تا وقایع داستان را به شکلی مستند گونه روایت کند تا هم باور پذیری بیشتری داشته باشد هم اینکه حس تعلیق و ترس را در مخاطب افزایش دهد. کتاب دراکولا به شکل تلگراف ها، نامه های افراد گوناگون، دفترچه خاطرات و گاهی هم بریده روزنامه ها روایت می شود. بنابراین این کتاب چندین راوی مختلف با طرز فکرهای خاص و منحصر به فرد دارد و می توان علاوه بر وجه ظاهری دیدگاه های متفاوت آنها، از اعتقادات و افکار درونی آنها نیز آگاه شد که علاوه بر اینکه عمق شخصیت ها افزایش می یابد و شخصیت پردازی به بهترین شکل صورت می گیرد. مخاطب نیز می تواند با تک تک شخصیت ها ارتباط بگیرد و با آنها همزاد پنداری کند و به آنها علاقه مند شود و با مرگ و غم آنها اندوهگین شود و با موفقیت آنها در پوستش نگنجد. کتاب شخصیت های به یاد ماندنی بسیاری دارد. جاناتان هارکر، بانو مینا، دکتر سیورد و پروفسور وان هلسینگ شخصیت هایی هستند که تا مدت ها در ذهنتان باقی خواهند ماند.

II. نقد علم گرایی

دو کتاب فرانکشتاین و دراکولا به دو شکل متفاوت به نقد علم گرایی می پردازند. مری شلی در کتاب فرانکشتاین به انتقاد از علم گرایی مطلق می پردازد و هشدار می دهد دنباله روی کورکورانه از علم حتی اگر با اهداف مثبتی هم همراه باشد گاهی ممکن است نتایج فاجعه باری را رقم بزند و نباید در قلمروهای ممنوعه علم به جست و جو پرداخت. به بیانی بهتر فرانکشتاین از روشنایی علم به تاریکی ترس می رسد. 

اما برام استوکر دیدگاه دیگری دارد. او متکی بودن کامل به علم محدود انسانی را نقد می کند و می گوید حقایق بسیاری در جهان وجود دارد که ما انسان ها از آن بی خبریم. و علوم تجربی نباید چشم ما را به روی حقایق غیر علمی جهان ببندد و ما را مغرور کند. اگر فرانکشتاین از روشنایی علم ناشی می شود، دراکولا از اعماق سیاه و ناشناخته جهان سرچشمه می گیرد. از درون خرافات و ترس های کهن انسان. 

ایمان نیرویی است که  بتواند در مورد موضوعاتی که می دانیم غیرواقعی است ما را به باور برساند. منظورش این است که ذهنی عاری از پیش داوری داشته باشیم و نگذاریم گوشه ای از حقیقت مانع از سرریز دریای حقیقت شود.

قسمتی از متن کتاب

III. خون‌آشامی برخاسته از خاکستر کابوس

برام استوکر برای روایت کتابش شخصیتی خلق می کند که محبوب فرهنگ عامه اروپای شرقی است. او یک داستان قدیمی را با فرمتی جدید و داستانی باورپذیر روایت می کند. اما این کار چالشی بزرگ به همراه دارد. دراکولا قرار است به یکی از قدیمی ترین کابوس های انسان چهره ای واقع گرایانه ببخشد. نوشتن از موضوعی که مردم از آن اطلاعات کاملی دارند همچون یک شمشیر دو لبه است. از طرفی به علت علاقه مردم به چنین داستان هایی مخاطبان بیشتری پیدا می کند. اما همچنان اگر داستان و شخصیت پردازی ضعیف باشد نقد های بسیار کوبنده ای دریافت خواهد کرد. جالب است بدانید برام استوکر برای نوشتن این کتاب به مدت هشت سال افسانه های اروپای شرقی را به صورت کامل مطالعه کرد تا موجودی خلق کند که هم مطابق افسانه ها باشد هم اینکه بتواند شخصیتی به قدرتمندی و ترسناکی دراکولایی که می شناسیم خلق کند. 

کابوس چیزی است که در رویا از آن فرار می کنیم و در بیداری به دنبال آن می گردیم

IV. ترکیب احساس و ترس در کتاب دراکولا

مورد دیگری که باعث برتری یافتن این کتاب از اغلب آثار ژانر ترس کلاسیک شده وارد کردن احساساتی عمیق همچون عشق، غم، تنهایی و ناتوانی که به خوبی مخاطب را درگیر و شیفته خود می کند. شخصیت ها آنقدر چالش های روحی و روانی گوناگونی را تجربه می کنند که مشاهده روند رشد افکار آنها ومسیری که طی می کنند بسیار جالب است. اینکه بتوان شخصیتی را تا مرز فروپاشی روانی برد و سپس به او التیام بخشید کار بسیار سختی است که برام استوکر به خوبی شخصیت هایش را به زنده ترین حالت ممکن تشریح می کند. ماجراجویی و ترس از ناشناخته ها همواره باهم بوده اند و اینکه بتوان داستانی خلق کرد که هم ترسناک باشد و هم درگیر کننده و معمایی کار بسیار قابل توجهی است.  

V. نگاه خاص نسبت به زنان

موضوع دیگری که بسیار برایم جالب توجه بود نوع خاص نگاه به زنان در آثار گوتیک و به ویژه در این کتاب است. رمان های گوتیک پر از زنانی است که شخصیت های حامی و خوش قلب و با احساسات قدرتمند دارند و درک و  فراست آنها همچون الهه های یونان باستان است. زنان گوتیک یا اینکه دچار غم و افسردگی می شوند اما همچنان می توانند ذهن های خسته و قلب های مجروح را التیام ببخشند و با عشقی که در قلبشان جای دارد با سیاهی بی پایان مبارزه می کنند. زنانی مانند بانو مینا همسر جاناتان هارکر در کتاب دراکولا، الیزابت همسر ویکتور فرانکشتاین و کریستین دائه معشوقه شبح اپرا. همگی آنها شخصیت هایی سرشار از زندگی و زیبایی دارند که محال ممکن است دوستشان نداشته باشید. 

زنان حضور پر رنگی در ادبیات گوتیک دارند

ای کاش…

ترس از نادانی و خرافات سرچشمه می گیرد و از آنجایی که دراکولا از اعماق ناشناخته ها می آید، شخصیت بسیار مرموزی دارد. نویسنده تنها به گفتن اینکه دراکولا در زندگی قبلی ولاد سوم بوده اکتفا می کند و چیزی که کمبودش بسیار حس می شود شخصیت پردازی دراکولاست. برام استوکر در این کتاب به شما اجازه نمی دهد جهان را از دیدگاه دراکولا ببینید و حسی به جز نفرت و ترس نسبت به او داشته باشید. شما هیچ وقت نمی توانید به قلب و احساسات دراکولا پی ببرید و او را دوست داشته باشید. نویسنده، دراکولا را همچون یک شیطان بی رحم به تصویر کشیده که هیچ حس همزاد پنداری نسبت به او نخواهید داشت. اگر برام استوکر اجازه می داد تا دراکولا مانند شبح اپرا و فرانکشتاین دل مخاطبین را بدست بیاورد با داستانی بسیار عمیق تر و دردناک تر طرف بودیم.

شاید عجیب به نظر برسد که چگونه با صلیبی کوچک می توان شیطانی به قدرتمندی دراکولا را شکست داد. چگونه یک جسم مقدس می تواند در مقابل دریایی از شرارت ایستادگی کند؟ شاید اشاره به این دارد که شب هرچقدر هم که طولانی و ترسناک باشد باز هم هیچگاه نمی تواند از طلوع خورشید جلوگیری کند و مصداق جمله زیر باشد:

تاریک ترین لحظه، لحظه قبل از طلوع خورشید است. 

مقاله قبلی
بمیر تا زندگی کنی | نگاهی به کتاب سه شنبه‌ها با موری نوشته میچ آلبوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

1 + یک =

جدیدترین ها

محبوب ترین ها

آلبوم های کامل شده

مقاله های مشابه

فهرست