انسان خدا گونه | نگاهی به کتاب فرانکشتاین نوشته مری شلی

نام کتاب فرانکشتاین (Frankenstein)
نام نویسنده مری شلی (Mary Shelley)
سال انتشار 1818
ژانر رمان گوتیک/ ترسناک
ملیت انگلستان
افتخارات از برترین کتاب های ترسناک کلاسیک

آفرینش و خلق انسان هایی داری عقل و احساس همواره برای بشر هدفی جذاب بوده و امروزه با پیشرفت های بی شمار علمی، رسیدن به چنین مقصودی ساده تر نیز شده است. انسانی که تبدیل به خدا شود و چرخه زندگی را دگرگون کند. کتاب فرانکشتاین که یکی از بزرگترین آثار ترسناک کلاسیک است که در مورد قلمروهای ممنوعه علم به ما هشدار می دهد. در این مقاله دلایل جاودانه شدن این کتاب را بررسی خواهیم کرد اما در ابتدا بهتر است با نویسنده این کتاب یعنی مری شلی آشنا شویم.

مری شلی که بود؟

مری شلی در سال 1797 در انگلستان به دنیا آمد. پدر و مادر او از نویسندگان صاحب نام آن دوره بودند و خانه آنها همواره محفل شاعران و نویسندگان و هنرمندان بود. در تابستان 1816 مری به همراه شوهرش در ژنو و در همسایگی شاعر مشهور انگلیسی لرد بایرون زندگی می کرد. در تابستان آن سال که فصلی پر باران بود آنها بیشتر در خانه بودند و داستان های اشباح را برای هم می خواندند و درباره آنها بحث و گفت‌وگو می کردند. در یک شب قرار شد که هرسه آنها داستانی ترسناک بنویسند و سرانجام تنها مری شلی توانست اثری کامل خلق کند و نکته جالب این است که مری در آن زمان فقط 19 سال داشت.

دلایل موفقیت کتاب فرانکشتاین

ترس از نادانی و خرافات سرچشمه می گیرد و هرگاه که در مورد یک موضوع شناخت کامل پیدا کردیم، دیگر از آن نمی ترسیم. مری شلی برای اولین بار علم را با داستان های ترسناک آشتی داد و با خلق هیولایی که محصول علم بودند،  موسس سبک جدیدی شد که ترس نه به علت تاریکی و خرافات بلکه در روشنایی و آگاهی اتفاق می افتاد. شاید این کتاب برای مردم آن زمان که از باده علم سرمست بودند بسیار عجیب و غیر واقعی بود اما اکنون هیچکس نمی تواند نیمه تاریک علم را انکار کند، از بمب های هیدروژنی و اتمی تا دستکاری ژنتیکی و فاجعه چرنوبیل، انسان ها بزرگترین دشمنان بشریت هستند و هیچ گاه انسان ها تا این حد از یکدیگر متنفر نبودند. اما در آن زمان کمتر کسی فکر می کرد علمی که زندگی ها را راحت تر می کند چنین فجایعی را نیز به همراه می آورد.

فرانکشتاین همچنین نشان می دهد دست بردن در سیر طبیعی جهان و چشیدن طعم میوه ممنوعه حتی اگر با هدف خیر و خوبی هم باشد چقدر می تواند آسیب رسان باشد.

مورد دیگری که در کتاب به زیبایی به آن اشاره می شود قدرت التیام بخشی طبیعت است. طبیعت بزرگترین طبیب جهان است و حتی در روانشناسی رنگ ها هم رنگ سبز آرامش دهنده است. و چقدر حیف که انسان های مدرن از چنین مرهمی بی نصیب مانده اند. در خانه های سیمانی شان حبس شده اند و جسم و روانشان در رنج است. محال است که هنگام خواندن این کتاب دلتان نخواهد که مناظر زیبای سوییس و اتریش که مری شلی با زیبایی هر چه تمام تر آنها را توصیف می کند، نبینید.

همچنین این کتاب حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و روانشناسی است. هیولایی که نه به علت فطرت بدش که به علت بدرفتاری و ظاهربینی انسان ها خلق می شود. مانند کتاب شبح اپرا اگر انسان ها کمی مهربان تر بودند و به جای ظاهر بینی کورکورانه به باطن توجه می کردند هیچ وقت چنین هیولایی ساخته نمی شد. سیر تکاملی روحی فرانکشتاین و مخلوقش به بهترین شکل تصویر سازی شده و کلمه ها به خوبی حالات روحی رنج کشیده خالق و مخلوق را نشان می دهند. تک تک شخصیت ها شخصیت پردازی خوبی دارند و به خوبی در بطن داستان جای گرفته اند.

ویکتور فرانکشتاین که به شکل وسواس گونه ای به دنبال کشف راز حیات است انسانی را با کنار هم گذاشتن اعضای بدن مردگان خلق می کند. اما هنگام جان بخشیدن به آن به شدت از سرشت حیوانی آن هیولا می ترسد. مخلوق که به علت تنهایی و رفتار بد انسان ها به شدت از خالق خود نفرت دارد تمام جهان را برای پیدا کردن فرانکشتاین می پیماید و داستانی را خلق می کند که یکی از بهترین کتاب های سبک ترس و وحشت علمی است.

مقاله قبلی
نگاهی به کتاب داستان دو شهر نوشته چارلز دیکنز
مقاله بعدی
نگاهی به کتاب شاگرد قصاب نوشته پاتریک مک کیب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

5 + دوازده =

جدیدترین ها

محبوب ترین ها

آلبوم های کامل شده

مقاله های مشابه

فهرست